شازده احتجاب

  • Title: شازده احتجاب
  • Author: هوشنگ گلشیری
  • ISBN: 9644481372
  • Page: 396
  • Format: Paperback
  • .

    youtube Jan , cafeinsta _ , photos on Flickr Flickr Flickr photos, groups, and tags related to the Flickr tag. Dec , Gorge Bush.

    • [PDF] í Unlimited ☆ شازده احتجاب : by هوشنگ گلشیری ↠
      396 هوشنگ گلشیری
    • thumbnail Title: [PDF] í Unlimited ☆ شازده احتجاب : by هوشنگ گلشیری ↠
      Posted by:هوشنگ گلشیری
      Published :2019-08-10T21:11:29+00:00

    About "هوشنگ گلشیری"

    1. هوشنگ گلشیری

      From the Golshiri foundation websiteWriter, critic and editor, Hooshang Golshiri, the prominent Iranian literary figure, published his first collection of short stories, As Always, in 1958 His second book, a short novel, Prince Ehtejab 1959 brought him fame and was later made into an internationally acclaimed film 1974 It has since been translated into several languages His writings include eight novels, five collections of short stories, two books on literary theory and criticism, and a 2 vol collected essays and articles.Alongside his writing, he set up workshops and classes to nurture new generations of writers, edited various literary journals, and actively participated in the struggle for freedom of thought and expression in Iran, and the establishment of an independent Iranian writers association He was awarded the Hellman Hammett Prize Human Rights Watch in 1997, and the Erich Maria Remarque Peace Prize City Of Osnabruck in 1999, in recognition of his commitment to human rights and freedom of speech.

    489 thoughts on “شازده احتجاب”

    1. الکساندر دوما میگه: چراغ های پیه سوز قبل از آنکه خاموش شوند نورانی ترین شعله شان را می تابانندشکوه و هیبت ترسناک شازده های قاجاری هم رو به خاموشی است که سرهنگ احتجاب پسرِ "شازده بزرگ" و نوه ی "جد کبیر افخم امجد" دستور می دهد مردم را تیرباران کنند آخرین شعله جزو فجیع ترین دستوراتی [...]


    2. Shazdeh ehtejab = The Prince = Prince Ehtejab, Houshang Golshiriتاریخ نخستین خوانش: ماه آگوست سال 1991 میلادیعنوان: شازده احتجاب ؛ نویسنده: هوشنگ گلشیری ؛ 1348شخصیت های رمان: شازده احتجاب؛ همسرش فخرالنساء؛ مستخدمش؛ فخری؛ شازده بزرگ پدربزرگ شازده احتجاب؛ پدر و مادر شازده احتجاب؛ مراد پیشکار سابق شازده و همس [...]


    3. انتشار شازده احتجاب در سال ۱۳۴۸ به یکباره هوشنگ گلشیری را زمانی که تنها بیست و هشت سال داشت به عنوان یک داستان نویس درجه اول ایرانی به مردم شناساند.این اولین بار بود که یک نویسنده ی ایرانی بی این که رنگی از تقلید به اثرش نشسته باشد، از تکنیک های مدرن ادبی برای داستان نویسی بهره [...]


    4. مشکلم همیشه با اسم و رسم دارها همین است. اینکه که همه می خوانند و تحسینش می کنند و تو هی به خودت وعده می دهی اوهوم چه کتاب معرکه ای خواهم خواندو بعد می بینی از صفحه 45 مثلن جلوتر نمی توانی بروی. بعد خودت را می کشی که بچه جان بخوان،یعنی چی؟ این مثلن از اون معروف های خوب است و همه می گ [...]


    5. شازده احتجاب، مثل بوف کور، یکی از داستان هاییه که سخت میشه ازش انتقاد کرد؛ چون این قدر بزرگ شده و همه ازش تعریف می کنن، که آدم می ترسه خلافش رو بگه.قبول دارم که یکی از بهترین نمونه های جریان سیال ذهن توی ادبیات ایرانه. قبول دارم که شخصیت پردازی نسبتاً خوبی داره. و حسن های زیاد دی [...]


    6. یه سری کتابا هستن که خوبن ولی دیگه مال امروز نیستن. یا شاید هم دیگه امروز نباید خوندشون. شازده احتجاب هم مثل اوناس. تو زمان خودش از نظر داستان و روایت و سبک نوشتار پادشاهی می‌کرده ولی الان که منِ نوعی می‌خونمش به نظرم چیز چندان عجیب غریبی نمیاد. مثل این می‌مونه که الان بیان از [...]


    7. گنجشكهايي كه چشمهايشان را با قلم تراش درآورده باشند تا كجا مي توانند بپرند؟از متن کتاب


    8. در ادبیات معاصر ما چند نویسنده هستند که آثارشان می تواند در پهنه ی ادبیات جهان جلوه داشته باشد. هوشنگ گلشیری یکی از این انگشت شمار نویسندگان معاصر ایرانی ست. اگرچه جلوه ی بارز آثار گلشیری، زبان اوست و این زیبایی هرگز نمی تواند به عینه به زبان دیگری منتقل شود، اما این ویژگی منحص [...]


    9. ظاهراً و باطناً هوشنگ گلشيري اين كتاب را در 28 سالگي چاپ كرد. خيليه. كتابي كه جزو كلاسيك‌هاي داستان نويسي امروز است و در كتابخانه‌ي همه كتابخوان‌ها مي‌توانيد ببينيدش. رشك برانگيز است كه يك نويسنده بتواند در 28 سالگي چنين شاه‌كاري را منتشر كند


    10. نه تنها کتابای تقریبا صرفا تاریخی رو دوست ندارم، بلکه کلا با سبک سیال ذهن ارتباط برقرار نمی‌کنم مگه اینکه پای داستان عاشقانه‌ای وسط باشه، مثل سمفونی مردگان.


    11. تموم شد ولی انگار بین ورق های کتاب جا موندم، تو پس و پیش شدن زمان، لب حوض، تو عمارت خالی با دیوارهای بلندهیچ وقت نگفت:"تو خوبی،شازده."ولی خوب بود.مظلوم همیشگی این قبیل داستان ها، یا بهتره بگم زندگی ها، زنها هستند، ولی اینبار شازده هم خیلی مظلومانه ظالم شده بود. ظلم فخرالنساء کمر [...]


    12. مِمِنتو را با هم دانشگاهیم در یک عصر زمستانی دیدیم .پرش های گاه و بیگاه بین سکانس های رنگی و سیاه و سفید، کلافه مان کرده بود. اواسط فیلم بود که چهره هایمان بر می گشت و بهم می گفتیم :"تا اینجاشو فهمیدی؟! "سوالی که یقه ی مغزمان را تا ته فیلم گرفته بود و مگر ول می کرد؟ یادم هست اولین فی [...]


    13. فخرالنساء خندید ، گفت :– تو خیلی عقبی ، شازده . پس کی می‌ خواهی شروع کنی ، هان ؟ششلول پدر بزرگ بود ، سنگین و سرد . تیک‌ و تاک بی‌ انتها و مداوم ساعت‌ ها تمام اتاق را پر می‌ کرد و بوی نا و بوی شمع‌ های نیم‌ سوخته و بوی فخرالنساء که آ‌ن طرف ، توی تاریکی ، ایستاده بود . شازده بلند گف [...]


    14. فخرالنسا می‌گفت: این‌ها که نشد کار،خودت را داری فریب می‌دهی. باید کاری بکنی که کار باشد،کاری که اقلا یک صفحه از تاریخ را سیاه کند. تفنگ را بردار و برو کنار نرده‌های باغ و یکی را که از آن طرف رد می‌شود نشانه بگیر و بزن. بعد هم بایست و جان کندنش را نگاه کن. اما اگر از کسی بدت آمد،ا [...]


    15. انقدر فوق العاده هست که نخوام با نوشتن خرابش کنم نحوه ی روایتشو دوست دارم با اینکه بیست صفحه اول انگار کلاف کاموای بی سر و تهی رو باز میکردم نمیدونم چرا انقدر دیر آشنا شدم باهاش! درسته که نمیشه سر امتحان از فخری و فخرالنسا نوشت یا از شازده و پدر و پدربزرگش ولی می ارزید .


    16. یک رمان فارسی قوی! داستان یک خاندان قجری که پس از روی کارآمدن خاندان پهلوی دچار رخوت شدند و شازده احتجاب از بازمانده‌های اون‌ها به ظلم‌ها و ستم‌ها و کارهای اون‌ها فکر می‌کنه. شاید سلیقه‌ی شخصی منِ خواننده به رمان‌هایی از این دست که ساختاری پیچیده و ذهنی دارند توی این تعری [...]


    17. اولين تجربه داستان نويسي در تاريخ ايران به سبك جريان سيال ذهنخواننده در دنياي دروني گلشيري غرق شده و با شخصيت هايي همراه مي شود كه اگر درست دقت كنيم يا وجود ندارند يا دليل كافي براي اثبات وجودشان نيست.فخري و فخرالنسا كه دايم به هم تبديل مي شوند.جد بزرگ كه فقط نامي و خاطره اي دور [...]


    18. اگه به فرم ش بخوام امتياز بدم(اسم اوني كه منظورمه فرمه اصلا حالا؟) شايد خيلي بيشتر از پنج هم حتي بايد بدم اون طور عوض كردن راوي ها، و من ي كه عملا سيار بود و توي هر پاراگراف حتي طول ميكشيد تا بفهمي من اينجا كي ه، و اون بخش هاي ديوانه وار ي كه روايت بين فخري و فخرالنسا دست به دست ميش [...]


    19. شازده احتجاب شاهکاری موجز و تأثیرگذار است که شرحی است از انحطاط درونی یک طبقه با فضاسازیِ آکنده از پوسیدگی و مرگ.فخرالنساء همسر درگذشتۀ شازده،مهم ترین جا را در ذهن او دارد وشازده، می کوشد با مسخ کردن فخری،شناخت بیشتری از فخرالنساء حاصل کند فخرالنسائی که با تسلطی به جا بر شازد [...]



    20. با تشکر از "آقای افشار" ازباب پیشنهاد کتاباحتجاب درفرهنگ لغت دهخدا"در پرده شدن" و"در حجاب شدن" معنی شده است واشاره به سیاق ومنوال زندگیشخصیت اول داستان است خسروبمانند اتاقی که از همه اشیاء عتیقه خالی شده باشدمحتجب میشود به سبب همین نام خاص تصویر اوروی جلد کتاب بدون اجزاء صورت ا [...]


    21. والا، من به پیشنهاد پدر بعد از "خشم و هیاهو" اومدم سر اغ این. نه این که بگم پدر گفته بود خشم و هیاهو رو بخون و بعد شازده احتجاب رو ها، نه. پارسال خودم رفتم سراغ خشم و هیاهو و جاتون خالی خوب پدرم دراومد: هر فصل رو چند بار خوندم، بعد شروع کردم فصل ها رو پس و پیش خوندن وبعد خلاصه پاک بیچ [...]


    22. راستش مدتی از زمانی که کتاب رو خوندم میگذره و الان خاطره ای که از کتاب دارم تا حدی مبهم شده و عاطفه ام هم نسبت به کتاب به میزان زیادی فروکش کرده! (امیدوارم امسال بتونم این عادت بد به تعویق انداختن ریویو رو کنار بذارم) اما تا جایی که به خاطر دارم، از وقتی که با فضای قصه و شخصیت ها آ [...]


    23. فضا، توصيفات و جمله ها خوبن و لذت بردم. راوي عوض ميشه يه جاهايي كه سخت نيس و ميشه بهش تسلط پيدا كرد. يكبار ديگه بخونم احتمالا بيشتر عاشقش بشم.


    24. بیش از سخت و ناخوانا بودن، نیاز به تمرکز داره. تنبلی و هیاهوی ذهنیمون رو به گردن مولف نندازیم.


    25. درباب داستانهای آوانگارد معاصر ارسطو در بوطیقا سخن معروفی درباره پیرنگ داستان دارد. از نظر او نه تنها نظم، بلکه اندازه پیرنگ نیز باید بر مبنایی استوار باشد. به این ترتیب، پیرنگ بیش از حد بلند یا کوتاه، هر دو مغایر «زیبایی» اثرند. اما بیش از حد یعنی چه؟ بیش از کدام حد؟ ارسطو حکی [...]


    26. این قبول که شازده احتجاب از نظر نثر و روایت دستاورد بزرگی برای داستان نویسی فارسیه. اما این دلیل نمی شه که داستان را دوست داشته باشم. داستان یه پیرمرد عقده ای در حال مرگ، جذابیتی برای من نداشت و به سختی تا آخر کتاب را خواندم.اما انصافا نثر و روایت قوی بود


    27. متاسفانه برعکس شهرت بالای کتاب و محبوبیت زیادش، من جذبش نشدم و خوندنش لذتی واسم نداشت!


    28. مگه حرفی مونده واسه گفتن.! داستان سیال ذهن و واقعن تکنیک داشت. روحت شاد هوشنگ جان.


    29. اين رمان،‌نمونه جالبي از تغيير متعدد راوي (و شايد تغيير دوربين به قول استاد معروفي) است. اگر کارهاي آقاي معروفي را نخوانده بودم درک اثر گلشيري برايم سخت بود. اين اثر در عين حال که طرحي پيچيده دارد اما بي اندازه جذاب است و شما را تا انتها به خواندن ترغيب مي کند. اگر فيلم شازده احت [...]


    Leave a Comment

    Your email address will not be published. Required fields are marked *