سه روایت از زندگی

  • Title: سه روایت از زندگی
  • Author: Yasmina Reza فرزانه سکوتی
  • ISBN: 9789643129309
  • Page: 491
  • Format: Paperback
  • .

    • ✓ سه روایت از زندگی || ✓ PDF Read by ã Yasmina Reza فرزانه سکوتی
      491 Yasmina Reza فرزانه سکوتی
    • thumbnail Title: ✓ سه روایت از زندگی || ✓ PDF Read by ã Yasmina Reza فرزانه سکوتی
      Posted by:Yasmina Reza فرزانه سکوتی
      Published :2019-06-07T11:45:10+00:00

    About "Yasmina Reza فرزانه سکوتی"

    1. Yasmina Reza فرزانه سکوتی

      Yasmina Reza began work as an actress, appearing in several new plays as well as in plays by Moli re and Marivaux In 1987 she wrote Conversations after a Burial, which won the Moli re Award for Best Author Following this, she translated Kafka s Metamorphosis for Roman Polanski and was nominated for a Moli re Award for Best Translation Her second play, Winter Crossing, won the 1990 Moli re for Best Fringe Production, and her next play The Unexpected Man, enjoyed successful productions in England, France, Scandinavia, Germany and New York In 1995, Art premiered in Paris and went on to win the Moli re Award for Best Author Since then it has been produced world wide and translated into 20 languages The London production received the 1996 97 Olivier Award and Evening Standard Award Screenwriting credits include See You Tomorrow, starring Jeanne Moreau and directed by Didier Martiny In September 1997, her first novel, Hammerklavier, was published.

    548 thoughts on “سه روایت از زندگی”

    1. Trois versions de la vie, Yasmina Reza (Yasmina Evelyne Agnes Reza)تاریخ نخستین خوانش: بیست و سوم ژانویه سال 2009 میلادیعنوان: سه روایت از زندگی؛ نویسنده: یاسمینا رضا؛ مترجم: فرزانه سکوتی؛ مهشاد مخبری؛ آزاده پارسا؛ تهران، نشر نی، 1386؛ در 125 ص؛ شابک: 9643129306؛ چاپ دوم 1388؛ شابک: 9789643129309؛ چاپ سوم 1391؛ چاپ چهارم 1392؛ مو [...]


    2. این نمایشنامه درباره دو زوج است که در یک موقعیت در سه گونه مختلف با هم به گفتگو می نشینند. بعضی دیالوگ ها در عین سادگی واقعا درخشان است. بعلاوه گفتگوی آخر کتاب با نویسنده اثر از انتهای کتاب:در این کتاب، تم هایی رشد یافته با جسارتی زیبا، که از یک اثر منحصر به فرد عبور می کنند و در [...]


    3. شاید دقیقا همون طوری بود که من دوست دارم! و دقیقا همون کاریو میکرد که من خیلی میکنم.یه وقتایی میشینم و بارها و بارها اتفاقات ساده رو مرور میکنم! اینی که اگه من اون موقه به جای اون حمه، یه چیز دیگه میگفتم، بعد ش طرف مقابل چی میگفت، و بعد من چی جواب میدادم، و همین طور الی آخر بعد برم [...]


    4. وقتی شروعش کردم، تا آخر اپیزود اول، خیلی خوشم اومد ازش. انتظاراتم برای اپیزود های بعدتر بالا رفت. ولی وقتی تمومش کردم، اون انتظارات برآورده نشدن.اما در کل نمایش خوبی بود که آخرش شاید میتونست خیلی بهتر بشه و از ایده جذابِ روایت کردن متفاوت یک ماجرا، استفاده جالب تری بکنه.


    5. آنری:من خیلی بالا زندگی نمیکنم،اینسحتا راستش رو بخواین اون پایین پایین هام.اینس: عجب؟آنری:خودتون که میبینین.ازیه شادی بیخودی میرسم به یه غم بیخودتر.همه ش بیخوده.اوبر: آخرین باری که دیدمش بهش گفتم: گوش کنین سرژ،افشردگی یه مخمصه ست.کسی نمیتونه کمک تون کنه. کسی کاری براتون نمی کن [...]


    6. سه روایت از زندگی ماجرای شب نشینی ساده دو زوج را روایت می کند. در هر سه قسمت این نمایشنامه یک اتفاق تکرار می شد. زوجی به خانه زوج دیگر می رود. بنابراین موقعیت و شخصیت ها و حتی اتفاق ها یکسانند. آنچه در هر روایت تغییر می کند رفتار و خلق و خوی این دو زوج است. می بینیم که یک شخصیت می تو [...]


    7. It was a great pleasure for me to know Yasmina Reza & read this play. It was an interesting play & I liked it. The three versions of life given in this play are different but realistic & mostly sad moments of life. I also like the structure of this play. :)


    8. از مزایای بی رمقی عصر جمعه!***"اینس: اگه من افسرده بودم و بهم می‌گفتن اراده، اراده، خودم رو یه راست از پنجره پرت می‌کردم پایین."


    9. یک موقعیت ثابت و دو زوج که در سه‌ اپیزود این نمایشنامه سه‌ جور رفتار (و گفتار) متفاوت رو در برخورد با این موقعیت نشون میدن. جالب بود.پ.ن.: این غلط‌های نگارشی داخل متن از نشر پر آوازه نی‌‌ بعید بود.


    10. اگه من افسرده بودم و یکی بهم می گفت اراده، اراده، خودم رو یه راست از پنجره پرت می کردم پایین


    11. به هر حال جالب است؛ لمس تشویش‌هایی که دنیای آکادمی بر زندگی شخصی افراد تحمیل می‌کند.


    12. دیدار شبانه دو زوج سه بار با موضوع واحد اما کلمات و برخوردهای متفاوت بیان شده است. همان اتفاقی که در زندگی عادی ما می افتد و عکس العمل ها و حتی لحن گفتار و نوع کلمات انتخابی منجر به حوادث مختلفی می شود.این نمایشنامه تئوری جهان های موازی را برایم تداعی کرد.


    13. سه روايت از زندگي دو زوج، زوج هنري وسونيا به عنوان ميزبان در برابر زوج هيوبرت واينس به عنوان مهمان در سه اپيزود با يك تم اصلي رو در روي هم قرار مي گيرند.ياسمينا رضا با ظرافتي مثال نزدني با پنهان يا آشكارسازي، رخ دادن يا ندادن، اطلاع داشتن يا نداشتن، مهم بودن يا نبودن يكسري اطلا [...]


    14. " آنری می خواد هم واسه اش اتفاق خوب بیفته و هم نیفته .می خواد هم موفق بشه و هم نشه .هم کسی باشه و هم کسی نباشه یه آدمیه که از شادی به غم می رسه و از غم به شادی بعضی ها می تونن با این زندگی کنار بیان و بعضی ها نمی تونن "


    15. ما در حسرت دنیایی زندگی می کنیم که جدایی توش راهی نداشته باشه .در نوستالژی یک تمامیت گم شده یم.نوستالژی یی که با تکه تکه شدن جهان که محصول زندگی مدرنه،تشدید می شهاین جهنم زندگی مشترک و خوب نشون داده بود


    16. " اين دنيا بدونِ ما چيه؟ يه جاي سردُ سياه، بدون يه مثقال شعر. ما روش اسم گذاشته ايم. ما آدماييم كه توي اين هزارتو، بيقوله هارو گذاشته ايم، ستاره هاي مرده رو، بي نهايت رو، ابديت رو، چيزهايي رو كه هيچ كس نميبينه، ماييم كه سرگيجه آورش كرده ايم ""به طور كلي چطور مي تونيم دنيايي رو تصو [...]


    17. من اصلا گمون نمی کنم که آدمیزاد تو این دنیا کم چیزی باشه . این دنیا بدون ما چیه ؟!



    18. موندم بین 4 و 5. به نظرم برای این که به یه کتاب 5 بدم باید یه چیزایی بیشتر داشته باشه. قبلا تو دیده بودم که یه داستان با یه سری شخصیت از سه زاویه دید مختلف روایت بشه ولی این‌جا زاویه دید ثابت بود و شخصیتا بودن که هر بار عوض می‌شدن. نکته جالب تو این عوض شدنم این بود که ویژگی‌های اصلی [...]


    19. می شود گفت نمایشنامه خوبی است. البته نمی دانم چه قدر خوب! من این قدر متوجه شدم که یک شاهکار نیست، بد هم نیست، به هیچ وجه. خب نکات خوبش را می شود طرح جالب، استفاده از دیالوگ های یکسان توسط اشخاص مختلف در "نسخه" های متفاوت نمایش و روایت جذابش دانست.اما لزوم حضور یک "چیز" منسجم و پویات [...]


    20. آخرین باری که دیدمش گفتم گوش کنین سرژ، افسردگی یه مخمصه ست. کسی نمیتونه کمکتون کنه. کسی کاری براتون نمیکنه. تنها راه علاج اراده است، اراده. این حرف من حالش رو سه برابر بدتر کرد. اصلن نباید چنین چیزی بهش میگفتم. عاطل و باطل مونده بود با چنان نگاه مخوفی که به عمرم ندیده بودم.


    21. بر خلاف تصوری که من همیشه از نمایشنامه داشتم، این کتاب یک روایت ساده و روان از یک شب را ارائه می دهد.صحبت ها و حرکات عادی و شبیه به زندگی هستند.در کل ارزش خواند را دارد.




    22. من ترجمه ی فتاح محمدی رو خونده م از نشر زنجان. کلا از هیجان و شلوغ پلوغی بامزه ی نمایشنامه های یاسمینا رضا خوشم میاد. البته همه ش اینجوری نیست. مثلاً هنر یا خدای کشتار این طوریه. این نمایشنامه از این نظر جالبه که نشون می ده با تغییرات کوچیک توی روند دیالوگ ها ، خیلی چیزا می تونه ت [...]


    23. As much as I love Yasmina Reza I hated this play. A few years ago I made a vow to never sit through something like this again. I have already done it enough times prior to my attempt at reading this pitiful piece of work, if indeed I should even grace this shit with a term as high as this. A whiny child in the background was enough to sicken me, but the parents were every bit as bad as well as their dinner guests. I am not sure why Reza wrote this gruel. It matters least to me that supposedly in [...]


    24. اوبر: کاش می‌دونستم چرا امشب این قدر افسرده ای آنری. تقصیر ماست؟سونیا: آنری می‌خواد هم واسه‌اش اتفاق خوب بیفته و هم نیفته. می‌خواد هم موفق بشه هم نشه، هم کسی باشه هم نباشه. هم شما باشه اوبر، هم یه آدم سرخورده، می‌خواد هم کمکش کنیم هم ولش کنیم. آنری اینه اوبر، یه آدمی که از شادی [...]


    25. اوبر: آخرین باری که دیدمش بهش گفتم: گوش کنین سرژ، افسردگی یه مخمصه‌ست. کسی نمی‌تونه کمک‌تون کنه. کسی کاری براتون نمی‌کنه، تنها راه علاج اراده‌ست، اراده، اراده. این حرف من حالش رو سه برابر بدتر کرد. اصلاً نباید چنین چیزی بهش می‌‌گفتم. عاطل و باطل مونده بود با چنان نگاه مخوفی [...]


    26. چيزى بيشتر از سه روايت از يك كات ساده از زندگى در اين نمايشنامه هست. چيزى از جنس ويرانگى هاى اگزيستانسياليسم، يك فلسفه ى ناب با ويژگى هاى منحصر به فرد. چقدر فرق مى كند اگر زاويه ديدمان را كمى تغيير دهيم؟ يا در واكنش هاى آنى لحظه اى به جاى يك آري، نه بگوييم؟شايد زوال سر انجام همه [...]


    27. ما در حسرت دنیایی زندگی می کنیم که جدایی توش راهی نداشته باشه . در نوستالژی یک تمامیت ِ گم شده یم . نوستالژی یی که با تکه تکه شدن جهان که محصول زندگی ِ مدرنه ، تشدید میشه.واقعا خوب بود این نمایشنامه


    Leave a Comment

    Your email address will not be published. Required fields are marked *